بلاک - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
من همیشه دارمت ......... به اندازه تمام شماره های دنیا بلاک کردن راهش نیست راهش اینه من عاقل بشم و پیام ندم دعا کن اینطور بشه شاید اولین دیوانه ای باشم که میفهمم و زجر میکشم از دیوانگیهام!
درد.... - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
دیگر به راستی می دانم درد یعنی چه. درد به معنی کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. درد بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل انسان را درهم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد؛ دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها ...
پارادوکس - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
به هیچ چیز این دنیا اعتباری نیستهمان هایی که روزی بعد از هر کلمه ی شان از ما می خواهند که مراقب خودمان باشیم همان هایی که روزیاگر یک ساعت از ما بی خبر باشنددیوانه می شوند ... روزی هم چنان بی دلیل می روند و ماه ها و سال ها به یادمان نمی افتندکه می مانیم میان این پارادوکس ...!که کدامشان تظاهر بود، آن ...
فراموش میکنم! - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
تیر کم توجهی قلبم را که شکافت ، پای غرورم که شکست ، خنجر یک دوست اعتمادم را که زخمی کرد ،فشار مشکلات که بالا رفت ،ضربه ی یک جدایی زمینم که زد، خود درمانی کردم.. زخم ها را سرسری با یک دستمال بستمتا فقط
نهایت مرگ! - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
زندگی را زندگی نکردیماین خودش نهایتِ مرگ است...!
صفا ندارد! - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
شب های گذشته هایم را دوست داشتمآن زمان موبایلم صفحه اش کوچکتر بود و کیبردش واقعی بودسیستم عاملش جاوا بودبا تمام بی کلاسی حالاسادگی آن زمان را دوست داشتمشب ها به عکسی خیره نمیشدمیا به last seen long ti
بدهکاری.. - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
بدهکارند بعضی ها...همان هایی که میدانند با"بودنشان" حالِ یک نفر را میتوانند خوب کنند اما دریغ میکنند خودشان را...باید یک روزی یک جایی جواب گو باشندجوابگویِ دل هایی که شکستندپاسخگویِ آدمهایی که صبح تا
من همیشه اینطوری بودم! - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
من از دوست داشته شدن بيزارم!از شنيدنِ "دوستت دارم"هايى كه،جوابى برايشان ندارم حالم بد میشود!من میخواهمكه خودم شخصاًیک نفر را دوست بدارم...كه با ديدنش،حتى از فرسخ ها فاصله،حتى بدونِ آنكه بدانم كسى در خ
داریم منقرض میشویم - تاریخ: 1397/5/11 ساعت: 21:08
غلط نکنم داریم منقرض می شویم !از در و دیوار و زمین و آسمان ، برایمان فاجعه می بارد !کلکسیونِ زنده ای شده ایم از بحران و بلاتکلیفی ! بلایی نیست که از سر نگذرانده باشیم ،و مشکلی نیست که با دست و پنجه ی