دیگر به راستی می دانم
درد یعنی چه.
درد به معنی کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود.
درد بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود.
درد یعنی چیزی که دل انسان را درهم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد؛
دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد...
برچسب:
نویسنده: غزل حسینی
تاريخ: پنجشنبه
11 مرداد
1397 ساعت: 21:08